تبليغاتX
خبرگزاری نوجوان شیعه
با عضویت درخبرنامه بهترین مطالب روز دنیا را دریافت کنید



سرگذشت جاد الله قرآنی

سرگذشت جاد الله قرآنی

حدود پنجاه سال پيش، در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد. اين خواربار فروشي در آپارتماني واقع بود که خانواده اي يهودي در يکي از واحدهاي آن زندگي مي کردند. اين خانواده پسري داشتند به نام جاد که هفت سال بيش تر نداشت. جاد عادت داشت هر روز براي خريد نیازمندی های منزل به مغازه عمو ابراهيم مي آمد و هر بار هنگام خروج از مغازه، از فرصت استفاده مي کرد و شکلاتي مي دزديد.
روزی جاد فراموش کرد که از مغازه شکلات بردارد. عمو ابراهيم او را صدا زد و به او يادآوري کرد، شکلاتي را که هر روز بر مي داشته، فراموش کرده بردارد.
جاد حسابي تعجب کرد. او گمان مي کرد عمو ابراهيم از دزدي هاي او چيزي نمي داند، برای همین از او خواهش کرد که او را ببخشد و به او قول داد ديگر اين کار را نکند.
عمو ابراهيم گفت: «نه، به شرطي تو را مي بخشم که به من قول بدهي هرگز در زندگي ات دزدي نکني و در مقابل مي تواني هر روز از مغازه من يک شکلات برداري.»
جاد با خوش حالي اين شرط را قبول کرد. سال ها گذشت و عمو ابراهيم براي جاد يهودي، مانند پدری مهربان بود. هر وقت جاد با مشکلي برخورد مي کرد، يا از حوادث روزگار به تنگ مي آمد، پیش عمو ابراهيم می رفت و مشکل خود را براي او مطرح مي کرد.
عمو ابراهيم هم کتابي را از کشوی ميز مغازه بيرون مي آورد و به جاد مي داد و از او مي خواست صفحه اي از کتاب را باز کند. وقتي جاد کتاب را باز مي کرد، عمو ابراهيم دو صفحه اي از کتاب را مي خواند و کتاب را مي بست، و این گونه مشکل جاد را حل مي کرد. جاد وقتي از مغازه بيرون مي آمد، احساس مي کرد ناراحتي اش برطرف و مشکلش حل شده است.
سال ها گذشت. بعد از هفده سال، عمو ابراهيم از دنیا رفت و قبل از وفاتش صندوقي براي فرزندانش به جا گذاشت. او در صندوق کتابي را گذاشته بود که هميشه جاد آن  را در مغازه مي ديد. او به فرزندانش وصيت کرد کتاب را به جاد هديه دهند. وقتي فرزندان عمو ابراهيم صندوق را به جاد دادند، او از مرگ عمو ابراهيم باخبر شد. از شنيدن اين خبر، جاد بسيار ناراحت شد، چرا که عمو ابراهيم يار و ياور او در همه مشکلات بود.
روزها گذشت. روزي براي جاد مشکلي پيش آمد و به ياد عمو ابراهيم و صندوقي افتاد که به او هديه داده بود. صندوق را آورد و آن  را باز کرد. ديد در صندوق همان کتابي است که هميشه آن  را در مغازه عمو ابراهيم باز مي کرد و عمو ابراهيم آن  را مي خواند! جاد صفحه اي از کتاب را باز کرد، اما کتاب به زبان عربي بود و او از زبان عربي چيزي نمي دانست.
او پیش همکاري از اهالي تونس رفت و از او خواهش کرد تا دو صفحه از کتاب را برايش بخواند. او نيز خواند. پس از اين که جاد مشکلش را براي همکار تونسي اش شرح داد، مرد تونسي راه حلي براي مشکلش پيدا کرد. جاد شگفت زده از او پرسيد: «اين کتاب چيست؟»
مرد تونسي گفت: «اين قرآن کريم، کتاب مسلمانان است.»
جاد گفت: «چگونه مي توانم مسلمان شوم؟»
مرد تونسي گفت: «کافي است شهادتين را بگويي و از شريعت پيروي کني!»
جاد با راهنمایی های مرد تونسی گفت: «أشهد ان لا اله الا الله و اشهد أن محمداً رسول الله.»
جاد مسلمان شد و به خاطر بزرگ داشت کتاب مقدس مسلمانان نام خود را جاد الله قرآني گذاشت و تصميم گرفت عمر خود را وقف خدمت به قرآن کند. جاد الله، قرآن را فرا گرفت و آن را فهميد و در اروپا ديگران را هم به اسلام دعوت کرد تا آن جا که تعداد زيادي يهودي و مسيحي، مسلمان شدند.
روزي از روزها در حالي که جاد الله اوراق قديمي خود را زير و رو مي کرد، قرآني را که عمو ابراهيم به او هديه داده بود، باز کرد. ناگهان در صفحه اول قرآن نقشه جهان را ديد. بارها این نقشه را دیده بود، اما به آن توجه نکرده بود. روي آن نقشه، قاره افريقا توجهش را جلب کرد، چرا که روي آن امضاي عمو ابراهيم نقش بسته و در زير آن، اين آيه نوشته شده بود: «ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ» با حکمت و اندرز نيکو (ديگران) را به راه پروردگارت دعوت کن.» (نحل: 125)
جاد الله فهمید که اين وصيت عمو ابراهيم است و تصميم گرفت آن را عملي کند. بنابراین براي دعوت به دين خدا، اروپا را به قصد کشورهاي افريقايي ترک کرد. گفته مي شود که کارش آن قدر موفقيت آميز بود که میليون ها نفر مسلمان شدند. جاد الله قرآني، سي سال از عمر خود را براي دعوت انسان ها به سوي خدا در افريقا سپري کرد. او در سال ۲۰۰۳م (۱۳۸۲ش) در افريقا به دلیل بيماري از دنيا رفت. او هنگام فوت ۵۴ سال داشت
داستان زندگی جاد الله قرآنی در این جا تمام نمی شود. مادر يهودي جاد الله قرآني که استاد دانشگاه بود، دو سال بعد از وفات پسرش در هفتاد سالگي مسلمان شد. مادرش به رسانه ها گفته بود در طول سي سالي که پسرش مسلمان شده بود، او دائما در حال جنگ و جدال با او براي بازگرداندنش به دين يهودي بوده، ولي با وجود تجربه و اطلاعات کافي و قدرت استدلال، نتوانست پسرش را از اسلام بازگرداند، در حالي که عمو ابراهيم، آن پيرمرد مسلمان تحصيل نکرده، توانست قلب او را فتح کند.

چرا جاد الله قرآني، مسلمان شد؟
جاد الله قرآني به برخی از بزرگانی که در سفر بزرگ خود با آن ها ملاقات کرده بود، گفته بود: در مدت هفده سالي که با عمو ابراهيم ارتباط داشتم، حتي يک بار هم به من نگفت  اي كافر يا اي يهودي، يا حتي به من نگفت مسلمان شو.
تصورش را بكنيد، هفده سال عمو ابراهيم دندان روي جگر گذاشت و نه درباره اسلام و نه درباره يهوديت چيزي به او نگفت. واقعاً عجيب است که چگونه يک پيرمرد تحصيل نکرده، دل پسر بچه ای را فتح کرد.
يک بار در يکي از ملاقات ها از او سؤال شد که چه احساسي دارد وقتي مي بيند میليون ها انسان به یاری او مسلمان شده اند؟ در جواب گفت احساس افتخار نمي کنم، چرا که او فقط توانسته بخشي از خوبي هاي عمو ابراهيم را جبران کند.
دکتر صفوت حجازي يکي از دعوتگران مشهور مصري مي گويد: «در کنفرانسي در لندن با يکي از رؤساي قبايل دارفور ملاقات کردم. در گرماگرم صحبت از او پرسيدم: شما دکتر جادالله قرآني را مي شناسيد؟ رئيس قبيله بلند شد و از من پرسيد: مگر شما او را مي شناسيد؟ گفتم: بله! زماني که در سوئيس براي معالجه آمده بود، من با او ملاقات کردم. رئيس قبيله روي دست هايم خم شد و آن  را بوسيد! به او گفتم: چه کار مي کني؟ من کاري نکرده ام که سزاوار اين همه محبت باشد! گفت: من دست شما را نمي بوسم، بلکه دستي را مي بوسم که دست جاد الله قرآني را گرفته است! از او پرسيدم: مگر تو به کمک جاد الله قرآني مسلمان شده اي؟ رئيس قبيله گفت: نه! من به دست مردي مسلمان شده ام که او به دست جاد الله قرآني مسلمان شده است!
فيلم عمو ابراهيم و جاد
در سپتامبر سال ۲۰۰۳ (بعد از وفات جاد الله) سينماي فرانسه از داستان زندگي عمو ابراهيم و جاد الله فيلمي ساخت به نام آقا ابراهيم و گل هاي قرآن. قهرمان اين فيلم عمر الشريف، هنرپيشه معروف مسلمان است که نقش عمو ابراهيم را بازي مي کند. اين فيلم در سال ۲۰۰۴ نمایش داده شد و جوايز بسیاری را کسب کرد. در این فیلم قصه برخوردهای عمو ابراهیم با جاد و تحولات او را به تصویر کشیده است. در سایت (http://www.sonyclassics.com/ibrahim ) علاوه بر کسب اطلاعات بیش تر درباره جاد الله قرآنی، می توانید بخش هایی از این فیلم را هم ببینید.

 


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/08 و ساعت 4 بعد از ظهر توسط مطهره |


اخراج می شوم، ولی مسلمان می مانم

 

‏اخراج می شوم، ولی مسلمان می مانم

در مدرسه ای صهيونيستی در اسراییل، دختر دانش آموز اسراييلی دين اسلام را برگزید. روزنامه صهيونيستی معاريو فاش كرد كه ‏يك دختر دانش آموز اسراييلی به دين اسلام گرويد و به همين دليل از مدرسه اخراج شد. ‏
اين دختر پانزده ساله ‏اسرایيلي، پس از ايمان آوردن به دين اسلام، از دستورات مسئولان مدرسه سرپيچي كرد. پدر اين دانش آموز اسراييلی، مسيحی و مادرش يهودی است. پدرش او را براساس آموزه های دين يهود تربيت ‏كرد و او را از خردسالی به مدارس مخصوص آژانس يهود فرستاد كه شيوه های افراطی ‏صهيونيست ها را به دانش آموزان اسراييلی آموزش می دهند.
اين دانش آموز در مدرسه ای به نام مدرسه جوانان صهيونيست درس می خواند تا این که روزی محجبه وارد کلاس شد و معلمان و دانش آموزان را شگفت زده کرد. مدير مدرسه، ‏دانش آموز تازه مسلمان را به دفترش فرا خواند تا وی را برای خروج از اسلام و بازگشت دوباره به دين يهود ‏متقاعد كند كه موفق نشد. اين دانش آموز در پاسخ به درخواست مدير مدرسه‏ تأكيد كرد كه دين اسلام را دوست دارد. به دنبال این پاسخ، مدير مدرسه با خشم به وی گفت كه بين ماندن ‏در مدرسه و دين اسلام، يكی را بايد انتخاب كند.
اين دانش آموز به روزنامه معاريو گفت: «دين اسلام را از خردسالی، زمانی كه در قزاقستان زندگی می¬‏كردم، دوست داشتم. از كودكی به آموزه های اسلام و فراگيری آن علاقه داشتم و ‏كتاب های دينی بسیاری را می خواندم كه سبب افزايش عشق به اسلام شد.»
اين دختر دانش آموز پس از اسلام آوردن، با پوشش اسلامی كه روی آن نام الله اكبر به زبان عربی نوشته شده بود، به مدرسه آمد و معلمان در داخل كيف وی ‏قرآن كريم را پيدا كردند كه باعث خشم آن ها شد. وی در این باره می گوید: «وقتی ‏با پوشش اسلامی به مدرسه رفتم، از من سؤال كردند، دين تو چيست و من بی درنگ گفتم من مسلمانم.»
مسلمان شدن ‏اين دختر يهودی، برای مديران دردسر ساز شد. اين دختر به روزنامه معاريو گفت: «‏اين كه مديران و معلمان به من بگويند بين اسلام يا مدرسه يكی را انتخاب کن، اهانت به من و مسلمانان است. نمی  فهمم چرا به خاطر مسلمان شدن باید از مدرسه اخراج شوم. ‏اخراج من از مدرسه، تصميمی نژادپرستانه است. ‏من امروز فهمیدم که یهودیان صهیونیست همه نژاد پرست هستند.»
در اخبار و اطلاعاتی که درباره این دختر یهودی در سایت های خبری آمده است، بیش تر از این اطلاعاتی نیافتیم و حتی اسم این دختر شجاع هم آشکار نشده است. ما برای این خواهر نوجوان آرزوی موفقیت داریم.
منبع: اسلام آن لاین
 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 1386/08/29 و ساعت 7 قبل از ظهر توسط مطهره |


متن گفتگو سامی یوسف و خبرنگار واحد مرکزی خبر:

 

سامی یوسف:من متولد تهران هستم

خبرنگار:اقای یوسف از محل تولدت چیزی به خاط می اوردید

سامی یوسف:البته اجازه  بدهید در فرصتی دیگر درباره ایران وتهران بیشتر صحبت کنم

خبرنگار :ایا می توانید فارسی حرف بزنید

سامی یوسف :کمی.. خوش امدید... تشکر

سامی یوسف :مشکلات زیادی وجود دارد که انسانها از ان رنج می برند برای مسلمانها مهم اینست که چرا این همه مشکلات وجود دارد.هنر واقعی باید در خدمت مردم باشد من در اثار خودم این هدف را دنبال می کنم

            مصاحبه اختصاصی خبر 22 با سامی یوسف

خبرنگار :اقای سامی یوسف چقدر تحت تاثیر هنر وموسیقی کشورهای مسلمان هستید؟

سامی یوسف :هرکشور اسلامی قابلیتهای منحصر بفرد خودش را داردمثلا ایران اذربایجان تاجیکستان ازبکستان ترکیه ومصر  و من تحت تاثیر موسیقی ایران هستم و حتی امشب  در کنسرت خودم سنتور میزنم که سازی ایرانیه

خبرنگار :ایا شما به تهران خواهید امد

سامی یوسف:یک روز امیدوارم  انشاالله

و در پایان  سامی یوسف گفت من ایرانی ها را واقعا دوست دارم خدانگهدارشان باشد و تشکر

 

       

  دانلود مصاحبه اختصاصی با سامی یوسف (سایت دوستداران سامی یوسف)

 

 

 

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 1386/08/08 و ساعت 0 قبل از ظهر توسط مطهره |


جقیقت از زبان ی: صهیونیست


 ‏
این نوشته ترجمه ای است از مقاله ای به نام‎ ‎‏«افسانه شرارت پاپ و شمشير محمد» که يوري اونري آن را به ¬‏مناسبت سخن رانی پاپ در سال گذشته نوشته است. اول از همه بهتر است یوری اونری را بشناسیم.‏
يوري اونري، نويسنده چپ گرای اسرائيلي است که در سال ۱۹۲۳ در خانواده ای يهودي ـ آلماني به دنيا آمد. ‏خانواده اونري در سال ۱۹۳۳ با به قدرت رسيدن آدولف هيتلر در آلمان، به فلسطين مهاجرت کرد. ‏
يوري اونري از پانزده سالگي به جنبش مسلحانه صهيونيستي براي تشکيل دولت اسرائيل پيوست. او از سال ‏‏۱۹۴۷ حرفه روزنامه نگاري را برگزيد. در حال حاضر وی مسئول جنبش بلوک صلح، يکي از فعال ترين جنبش هاي ‏صلح طلب و يکي از نمايندگان صداي ديگر در اسرائيل است. او اكنون ۸3 سال دارد و در بيت المقدس زندگي ‏مي کند.‏
مقالات او مرتب در سايت اين جنبش و نيز برخي رسانه های دیگر منتشر مي شود. اين مقاله به زبان انگليسی ‏بود كه از سايت کاونترپانچ گرفته ایم. اونری در اين مقاله برای دفاع از اسلام به عنوان یک مسلمان حرف نمی زند، ‏اما حرف های او سرشار از ناگفته هاست.‏
افسانه شرارت پاپ و شمشير محمد
دويست و پنجاه و ششمين پاپ، در سخن راني خود در دانشگاه آلمان، درباره تفاوت اسلام با مسيحيت چنين ‏گفت: « مسيحيت بر عقلانيت بنا شده، در حالي که اسلام عقلانيت را انکار مي کند. مسيحيت افعال خداوند را ‏منطقي مي داند، در حالی که مسلمانان انکار مي کنند که چنين منطقي در افعال خدا وجود دارد.» ‏
من به عنوان يک يهودي ملحد، قصد ندارم وارد اين جر و بحث شوم. درک منطق پاپ بسيار فراتر از توان من ‏است، ولي بخشی از سخنان پاپ، به من مربوط مي شود که نمي توانم چشم پوشي کنم؛ چرا که من به  عنوان يک ‏اسرائيلي، نزديک خط مقدم جنگ تمدن ها زندگي مي کنم.‏
پاپ براي اين که عدم عقلانيت اسلام را ثابت کند، مدعي شد که پيامبر اسلام به پيروانش دستور داد تا ‏دينشان را با شمشير به پيش ببرند. بنابر ادعاي پاپ، اين امر با عقل جور در  نمي آيد؛ زيرا ايمان از روح زاده مي¬‏شود، نه از جسم! چه طور شمشير مي تواند در روح نفوذ کند؟ پاپ براي اين که پشتوانه اي براي ادعاي خود داشته ‏باشد، جمله اي از امپراتور بيزانسي ـ مانوئل پالئولوگوس دوم ـ نقل کرد که البته متعلق به کليساي شرقي رقيب ـ ‏کلیسای ارتودوکس ـ بود. ‏
امپراتور روم، مسلمانان را متهم کرده بود که اسلام را با شمشیر گسترش داده اند. امپراتور این تز را مطرح کرد ‏تا از گسترش اسلام به سمت اروپا جلوگیری کند.‏
پاپ هم دقيقاً در خدمت خواسته هاي امپراتور فعلي، جورج بوش دوم است. او نيز مي خواهد جهان مسيحيت را ‏عليه محور شرارت متحد کند. از نظر آن ها مسلمانان شرور اند. علاوه بر اين، ترک ها دوباره دروازه هاي اروپا را مي¬‏کوبند، اما اين بار به طور مسالمت آميز و به  خوبي مشخص است که پاپ پشتيبان نيروهايي است که به ورود ترکيه ‏به اتحاديه اروپا، اعتراض دارند.‏
پاپ سخنانش را با جملاتی محتاطانه مطرح کرد؛ چر که او به عنوان يک روحانی باوقار و معروف، نمی توانست ‏قرآن کریم را تحريف کند. از این رو، اعتراف کرد که قرآن گسترش دين را با زور ممنوع دانسته است. او به سوره ‏بقره، آيه 256 استدلال کرد. (برای پاپ عجيب است که اشتباه کند؛ چرا که منظور او آيه 257 بود.) خدا در اين آیه ‏می گويد:«لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ، در قبول دین، هیچ اجبارى نیست.»‏
چه طور کسی می تواند چنین عبارت واضحی را ناديده بگيرد؟ مسلمانان قرن ها بر یونان حکومت کردند، آیا ‏یونانی ها مسلمان شدند؟ آیا کسی حتی سعی کرد آن ها را مسلمان کند؟ در حالی که، یونانی های مسیحی بالاترین ‏پست ها را در حکومت عثمانی ها در اختیار داشتند. ‏
بلغارها، صرب ها، رومانی ها، مجارها و دیگر ملت های اروپایی در دوره های مختلف زیر نظر عثمانی ها زندگی ‏کردند، ولی به دین مسیحیت خود پای بند بودند. هیچ کس آن ها را مجبور نکرد که مسلمان شوند و همه آن ها به ‏مسیحیت وفادار ماندند. درست است كه آلبانی ها و بوسني ها به اسلام گرويدند، اما هيچ کس نمی گوید که آن ها زير ‏فشار، مسلمان شده اند. در سال 1099 میلادی، صلیبیان، بیت المقدس را اشغال کردند و ساکنان مسلمان و ‏یهودی آن  را بدون تبعیض و به نام عیسی مسیح(ع) قتل عام کردند. آن زمان، چهارصد سال از اشغال فلسطين به ‏‏ وسیله مسلمانان می گذشت و مسیحیان بی شماری در این کشور زندگی می کردند. در طول این دوره طولانی، ‏هیچ گونه تلاشی برای تحمیل اسلام انجام نشد. فقط پس از بیرون کردن صلیبیان از کشور، ساکنان فلسطین، ‏زبان عربی را آموختند و دین اسلام را پذیرفتند و آن ها اجداد فلسطینیان امروز هستند.‏
تاکنون هيچ مدرکی که نشانه تلاش مسلمانان برای تحمیل اسلام به یهودیان باشد، وجود ندارد و به  خوبی ‏مشخص است که یهودیان اسپانیا، در زمان حکومت مسلمانان، وضع مناسبی داشته اند. یهودیان هیچ دوره ای، حتی ‏یهودیان زمان ما چنین وضعی ندارند. در آن دوره شاعران معروفی، مانند یهودا حلیوی به عربی شعر می نوشتند و ‏در اسپانیای مسلمان، يهوديان وزیر، شاعر و دانش مند وجود داشتند. در تولدوی مسلمان (طلیطله) عالمان مسلمان، ‏مسیحی و يهودی، با هم کار می کردند و به ترجمه فلسفه یونان باستان و متون علمی می پرداختند. در واقع ‏عصری طلایی بود. اگر پیامبر اسلام  حکم نشر دین را با شمشیر صادر کرده بود، چگونه اين اتفاق می افتاد؟
وقتی کاتولیک ها اسپانیا را از مسلمانان پس گرفتند، مسلمانان و یهودیان با چند گزینه بی رحمانه مواجه شدند: ‏یا مسیحی شوند، یا کشته، یا اسپانیا را ترک کنند. وقتی صدها هزار یهودی، رها کردن دین خود را نپذیرفتند، به ‏کجا گریختند؟ تقریباً همه آن ها با آغوش باز وارد کشورهای اسلامی شدند و یهودیان سفاردیم (اسپانیایي ها) در ‏جهان اسلام زندگی کردند؛ از مراکش در غرب تا عراق در شرق، از بلغارستان در شمال که بخشی از قلمرو خلافت ‏عثمانی بود تا سودان در جنوب. ‏
آن ها آزار ندیدند. چرا؟ زيرا اسلام مسلمانان را از هرگونه آزار و اذیتی به اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و ‏زرتشتیان) نهی کرده است. در جوامع اسلامی مکان ويژه ای برای يهوديان و مسيحيان در نظر گرفته شده بود. ‏آن ها بایستی مالیات (جزیه) می دادند، ولی در عوض از خدمت نظامی معاف بودند. این وضع برای بسیاری از ‏یهودیان خوشایند بود.‏
هر یهودی منصفی که با تاريخ ملتش آشناست، قدر اسلام را می داند، اسلامی که پنجاه نسل از يهوديان ‏حمايت کرد. اين در حالی بود که دنیای مسیحیت، یهودیان را مورد آزار و اذیت قرار داد و بارها سعی کرد آن ها را ‏با شمشیر از دین خود برگرداند.‏
داستان گسترش دین اسلام با شمشیر یک افسانه شرارت بار است. اين يکی از افسانه هایی است که در اسپانیا ‏در خلال جنگ های بزرگی چون تصرف مجدد اسپانیا توسط مسیحیان، جنگ های صلیبی و طرد ترک ها که ‏تقريباً وین را فتح کرده بودند، عليه مسلمانان ساخته شد.‏
من ترديد دارم که پاپ آلمانی نيز اين افسانه را باور داشته باشد، زيرا اين بدین معناست که رهبر کاتولیک های ‏جهان، که   يک عالم دينی مسیحی است، تلاش نکرده دیگر ادیان را بشناسد. ‏
چرا او این سخنان را در ملأعام بر زبان آورد و چرا حالا؟ هیچ گریزی از این نگرش نیست؛ چرا که جنگ ‏صلیبی بوش و طرف داران انجیلی اش، با شعار اسلام فاشیستی و جنگ جهانی علیه تروریسم آغاز شده است. برای ‏مشاوران بوش اين یک تلاش بدبینانه برای توجیه سلطه بر منابع نفتی جهان است. اين اولین بار در تاریخ نیست ‏که جامه دین گسترده می شود تا برهنگی منافع اقتصادی را بپوشاند و اولین بار نیست که دسته راه زنان به جنگ¬‏جویان صلیبی تبدیل شده اند.‏





موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1386/07/07 و ساعت 10 قبل از ظهر توسط مطهره |


ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش


هر شب، خروس خوان که می شود، فرشتگان لباس احرام بر تن می کنند و یک یک وارد مسجدالحرام سینه ام می شوند. هروله¬‏کنان خود را به هواهای نفسانی ام می رسانند و سنگشان می زنند. به دور کعبه  دلم، به قصد طواف جاری می شوند و بر غبار ‏صحن دلم، چونان نسیم رها. ‏
گرد عصیانی درون، چنان آسمان مهتابی دیدگانم را می آلاید که گویی این ستارگان زمینی را رخصت دیدار عرشیان نیست.‏
با پیچش صدای اذان در مناره های عرش، ملائک غبار بال هایشان را به آب کوثر می شویند. در مقام ابراهیم وجودم به نماز ‏می ایستند و چون به قنوت می روند، می گویند: «اللهم عجل لولیک الفرج.»‏
‏ مرکب زمان هم چنان صبور است و دیر پا، ولی تاریخ بی تاب رسیدن است و عزلت نشین کلبه احزان بی رمق، اگر چه زنده به ‏شمیم برخاسته از پیراهن یوسف.‏
امروز هم در حرم دل، بزم میهمانی به پا کرده  ام. حسین (ع) آمده است، با کاروان عاشورا، با مشتی از تربت کربلا. وعده ای از ‏شالوده هستی. بلال بر مناره کعبه دلم، مؤذن است و در حریم خانه، علی(ع) بر شانه پیامبر بت شکن.‏
می دانی؟! دعوتشان کرده ام تا حقانیت شان را ضامن صدق کلامم قرار داده و بگویم: اگر بیایی! پارچه ای دارم که از آن کمربند ‏شهادت می سازم. بازوانم را شمشیر جهاد و پاهایم را مرکب قتال در راه حقت می سازم.‏



 


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 1386/05/25 و ساعت 7 قبل از ظهر توسط مطهره |


سرزمین اشغالی اینترنت
من هم مثل شما فکر میکردم اینترنت سرزمینی است که مال همه ملت ها و کشورها است و همه به یک ‏اندازه میتوانند از آن استفاده کنند . اما الان می دانم اینترنت هم یک سرزمین اشغالی مثل فلسطین است . با ‏این فرق که فلسطین را صهیونیست ها اشغال کرده اند و اینترنت را آمریکا.‏
حتما شما هم قصه اختراع اینترنت را شنیده اید . با اینکه آمریکایی ها اینترنت را ساخته اند و به همه گفتند ‏که اینترنت فضایی آزاد است اما بعدها معلوم شد آمریکا از آن مثل یک مستعمره استفاده میکند.‏
چند سالی است که خیلی ها تلاش میکنند اینترنت را از چنگال آمریکا بیرون بیاورند و آن را به سرزمینی آزاد ‏تبدیل کنند اما هر بار آمریکا اجازه نداده است.‏
چند سالی است که مرکز حفظ و نگهداری از دامنه‌های اینترنتی‎(ICANN)‎‏ تلاش فراوانی برای چند وجهی ‏کردن حاکمیت اینترنت انجام میدهد و تلاش میکند از قدرت تسلط آمریکا به این شاهراه جهان کم کند اما ‏آمریکات با اینکه در حرف با این کار موافقت میکند اما در عمل حاضر به پذیرش آن نیست.‏
هر چند اینترنت با تبدیل شدن به پدیده ای جهانی، ضوابط و قواعد حاکم بر جهان سیاست و سرمایه و ‏تبلیغات و آموزش و ... را دگرگون کرده است اما بهره برداری یک سویه از این ابزار آن را به عنوان سلاحی در ‏دست آمریکا برای رسیدن به اهداف سیاسی اش در آورده است.‏

بعد از آنکه اینترنت جهان را به دهکده ای کوچک تبدیل کرد و رقابت آزاد به تنها راه پیشرفت و ترقی بدل ‏شد و آمریکا از نظر اقتصادی و فناوری و زبان به ابرقدرت اصلی جهان تبدیل گردید ، از همه توان خود برای ‏استعمار نوین کشورهای فقیر اطلاعاتی استفاده کرد . ‏
بگذارید برایتان بگویم که الان کشور فقیر به کشوری گفته می شود که از قافله اطلاعات عقب است و برای ‏زنده ماندن نیاز به اطلاعات تازه دارد که آمریکا با قیمت فراوانی اطلاعات را می فروشد و اگر کشوری ‏بخواهد در برابرش بایستد دروازه اطلاعات را به روی آن کشور میبندد.‏
کشورهای اسلامی از قافله اطلاعات نوین عقب هستند و هنوز بعضی از آن ها در پیوستن به قافله جامعه ‏فناوری اطلاعات تردید دارند ( البته کشورهایی چون ایران تلاش فراوانی برای پیشرفت در این باره دارند)‏
هنوز هم علما و سیاستمداران زیادی در کشورهای اسلامی هستند که روی خوش به ابزارهای جدید و نفوذ ‏اینترنت نشان نمیدهند که این دیدگاه جز به عقب ماندگی بیشتر کشورهای اسلامی در دنیای جدید نخواهد ‏انجامید.‏
البته باید توجه کرد که موضع گیری علما و بزرگان در برابر این ابزار به علت نقش تخریبی این فناوری ها ‏نسبت به اسلام و مذهب بوده اما باید در نظر داشت این خود ابزار نیستند که باعث تخریب فرهنگی و مذهبی ‏می شوند بلکه حاکمان بر ابزار هستند که این کار را میکنند. کشورهای اسلامی هم اگر بخواهند جلوی ‏فشارهای دولت های غربی را بگیرند باید پیشرفت کنند و مجموعه ای را به وجود بیاورند تا با کمک هم ‏بتوانند در قافله فناوری اطلاعات جای خود را پیدا کنند.‏
سال ها است که آمریکا از اینترنت به عنوان ابزاری بر ضد مسلمانان استفاده میکند که همین باعث شده است ‏
جبهه ای با نام جهاد مجازی به وجود بیاید که در آن مسلمانان هم تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای جدید ‏جلوی استعمار اطلاعاتی آمریکا بایستند.‏
در جنگ 34 روزه لبنان با رژیم صهیونیستی جهاد مجازی و کنترل منابع اطلاعاتی و خبری به خوبی معلوم ‏بود و با بسته شدن چند باره سایت های خبری لبنان از سوی آمریکا و از کار افتادن شبکه های اطلاعاتی آن ‏ها خودش را نشان داد.‏
سوء استفاده آمریکا از قدرت خود برای کنترل اینترنت تا کنون چندان مورد توجه جهانیان به خصوص ‏مسلمانان قرار نگرفته است و فقط بارها رهبر انقلاب اسلامی ایران در بیانات خود مسلط شدن به این ابزارها ‏را ضروری دانسته و توصیه به استفاده کامل از ابزارهای نرم افزاری و فناوری های اطلاعاتی نموده اند و از ‏همه مسلمانان خواسته اند در برابر یکه تازی های آمریکا بایستند.‏
بیایید تصور کنید که در اینترنت هر کاری انجام می دهید توسط ماموران اینترنتی سازمان سیا کنترل می شود ‏و اگر اطلاعاتی رد و بدل شود که آن ها بتوانند از آن استفاده (سوء استفاده) کنند آن را دنبال میکنند . ‏
آمریکایی ها هکرهای زیادی را استخدام کرده اند تا مثل ماموران مخفی در اینترنت به شبکه های کشورهای ‏مسلمان نفوذ کنند و از برنامه های آن ها باخبر شوند.‏
آمریکایی ها حالا به جنگ اطلاعاتی رو آورده اند و برای مبارزه با اعتقادات مسلمانان و برای نابودی دین آن ‏ها از موجودات کوچکی به نام (صفر و یک) استفاده میکنند . ‏
بهتر است باور کنیم که آمریکا تمام دنیا را با کنترل اینترنت در دست دارد و اصلا هم حاضر نیست دست از ‏این کنترل (استعمار) بردارد

منبع۰مجله انتظارنوجوان


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1386/05/15 و ساعت 9 بعد از ظهر توسط مطهره |


سامی یوسف به ایران می آید
فکرمی کنم بیشتر شما دوستان نام سامی یوسف هنرمند مسلمان و ایرانی الاصل مقیم لندن

را شنیده اید و آهنگ های زیبای آن را از تلویزیون شنیده باشید این هنرمند محبوب قرار است

به ایران بیاید

مسئولان برنامه کوله پشتی در طی مذاکراتی قرار حضور در این برنامه را برای عیدفطر گذاشته اند

(الان من درحال گوش کردن آهنگهای  سامی هستم اگرمایل به تهیه اینترنتی آهنگهایش هستید

درقسمت نظرات ایمیل خود را گذاشته ودرخواست خود را ذکرکنید)


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1386/05/13 و ساعت 4 قبل از ظهر توسط مطهره |


بند را نجات دهيد

بندر را نجات دهید
بازی نجات بندر، اولین بازی استراتژیک ایرانی است که به کوشش مؤسسه تبیان ساخته شده و مشت محکمی به دهان ‏کسانی است که بازی های ضد ایرانی می سازند و اسمش را می گذارند: حمله به ایران. اين بازي از نظر کيفيت با بازی¬‏های خارجی  رقابت می کند و براساس استانداردهای جهانی تولید شده است. در این بازی سعی شده، برای ایجاد ‏هیجان، تفکر جایگزین خشونت شود. بد نیست بدانید اين بازي جذاب با وجود گرافيک، امکانات و برنامه نويسي بسيار ‏قوي، روي بیش تر کامپیوتر ها اجرا می شود و همه می توانند از بازی با آن لذت ببرند. داستان اين بازي مربوط به جنگ ‏جهاني دوم است؛ زمانی که نيروهاي متفقين (امریکا و دوستانش) از مرزهاي شمالي، وارد کشور ما شدند و نيروهاي ‏ايراني به فرماندهي ناخدا بايندر، مقابل آن ها ايستادند. گروه توليد نرم افزارهاي چند رسانه اي مؤسسه تبيان، علاوه بر ‏اين نوع بازي رايانه اي ، توليد انواع بازي هاي رايانه اي با بهترين کيفيت و بالاترين استانداردهاي جهاني را با موضوعات ‏متنوع فرهنگي و اسلامي در دستور کار خود قرار داده است که به اين ترتيب در آينده بسيار نزديک شاهد توليد بازي¬‏هاي ديگر با قابليت هاي متفاوت، در فضاهاي گوناگون خواهيم بود. بازی نجات بندر قیمت چندانی ندارد و شما هم ‏می توانید از راه سایت تبیان، درخواست خرید کنید تا در کوتاه ترین زمان، این بازی به دست تان برسد و بندر را نجات ‏دهید.‏
نشانی سایت تبیان: ‏www.tebyan.net
منبع(http://www.intizarmag.ir


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه 1386/05/08 و ساعت 7 بعد از ظهر توسط مطهره |


سلام به دوستان عزیزم حلول ماه رجب واعیاد ان برشما مبارک

ایمیل جدیدمن به ادرسhttp://hoveida_motahareh@yahoo.comاماده نظرات و پپیشنهادات شما

است همچنین آمادهaddکردن ایمیل های شماست

منتظرتان هستم

 


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 1386/05/06 و ساعت 0 قبل از ظهر توسط مطهره |


بلندگوی شیطان

امروز می‌خواهیم یک نفر را به شما معرفی کنیم. این آدم سرمایه‌دار است، اما با همه سرمایه‌دارها فرق دارد. او صاحب یک غول است؛ غولی که از توی چراغ جادو در نیامده است. او صاحب بزرگ‌ترین غول رسانه‌ای جهان است. اسم این آدم رابرت مرداک است. یک صهیونیست استرالیایی‌تبار، که به صهیونیست بودنش افتخار می‌کند.

در حال حاضر، شرکت عظیم نیوز کورپریشن، مال اوست که نه رسانه مختلف این شرکت، در شش زمینه گوناگون اطلاع‌رسانی می‌کنند. شرکت نیوز کورپریشن، تنها در سال 1996 بیش از 10 میلیارد دلار سود کرده است.

اگر شنیده‌اید رییس مایکروسافت، ثروت‌مندترین آدم دنیاست، باور نکنید. امثال آقای مرداک، در مسابقه شرکت نکرده‌اند و شرکت هم نمی‌کنند تا کسی نفهمد ثروت آن‌ها چه‌قدر است. ثروت‌مندان بسیاری در سایه زندگی می‌کنند.

این شرکت، صاحب بیش از 130 روزنامه در جهان است که محتوای خیلی از آن‌ها با تمرکز بر سه موضوع سکس، حوادث و ورزش، به سمت ادبیات عامه‌پسندی سوق پیدا کرده که معمولاً منتقدان رسانه‌ای آن را ادبیات مبتذل می‌نامند. به هر حال همین موضوعات، برای جوانان آن سوی آب‌ها، طرف‌داران زیادی دارد. برای نمونه، روزنامه انگلیسی sun جزو نشریه‌های پرطرف‌دار است.

مرداک در سال 1969 میلادی، نشریه‌های news of the world و sun و روزنامه نیویورک پست را خرید و در میانه دهه هفتاد میلادی، صاحب روزنامه‌های دیگری شد. این روزنامه‌ها نتوانستند عطش روبرت مرداک را فرو بنشانند. او برای راه یافتن به جعبه کوچک جادویی، ماهواره تلویزیونی و شبکه کابلی skyTV را در دهه هشتاد راه‌اندازی کرد.

او اکنون مالک 64 درصد از سهام شبکه تلویزیونی star است که مرکز آن در هنگ‌کنک است. استراتژی این شبکه، تسخیر آسمان‌ها به کمک مخابرات ماهواره‌ای‌است. او تا امروز توانسته بخش عمده‌ای از بازارهای بزرگ چین و ژاپن را به دست آورد. در حال حاضر، پنج کانال تلویزیونی، از جمله BBCworld از همین شبکه ماهواره‌ای، برای خاورمیانه و آسیای شرقی پخش می‌شود.

او در سال 1985، با خرید نیمی از سهام کمپانی سینمایی فاکس قرن بیستم، حق پخش بیش از سه هزار فیلم سینمایی را به دست آورد، ولی گویا مالکیت تلویزیون‌های عمده، بیش‌تر به مذاق او خوش آمده بود. از این رو، دو سال بعد، مؤسسه تلویزیونی فاکس را تأسیس کرد که چهارمین شبکه تلویزیونی برتر در ایالات متحده است. بعدها به شما خواهیم گفت که صاحب سه شبکه قبلی هم، دوستان صهیونیست او هستند.

حالا دیگر مرداک، صاحب بیش از سی ایستگاه تلویزیونی در امریکاست و حدود نیمی از تلویزیون‌های خانگی را در امریکا تغذیه می‌کند. در زمینه انتشارات مکتوب نیز، او مالک چهل مجله پرفروش ایالات متحده است و از سال 1987 میلادی، صاحب مؤسسه انتشاراتی امریکا (هارپر کالینز) شد.

اکنون حق پخش انحصاری همه مسابقه‌های ورزشی داخلی و خارجی و به خصوص فوتبال، دست آقای مرداک است. آقای مرداک در بیش‌تر کشورهای دنیا، روزنامه‌های پرفروشی دارد و برای تغییر افکار جوانان به سود صهیونیست‌ها، بسیار می‌کوشد. بسیاری بر این باورند که مرداک، خیلی از رسانه‌ها را ورشکست کرده است. او با توطئه، رسانه‌ها را با ارزان‌ترین قیمت صاحب شده و به جمع دارایی خود اضافه می‌کند.

با تصاحب رسانه‌های مختلف، مرداک به رژیم صهیونیستی کمک کرده است. چون رسانه‌ها مال مرداک است، هر وقت که اسراییل جنایتی انجام می‌دهد، هیچ‌کس از آن با خبر نمی‌شود.

سام کلی، روزنامه‌نگار کهنه‌کار امور خاورمیانه در نشریه تایمز، درباره مرداک چنین نوشته است: «مرداک، دوست نزدیک آریل شارون است.»

مرداک در مراسم جمع‌آوری کمک مالی برای موزه یهود ـ مرکز یادبود قربانیان کوره‌های آدم‌سوزی ـ گفت: «من همیشه به آینده اسراییل معتقد بوده و از اهداف جامعه بین‌الملل یهود طرف‌داری کرده‌ام.»


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 1386/04/19 و ساعت 5 قبل از ظهر توسط مطهره |